X
تبلیغات
رایتل
شنبه 28 مرداد‌ماه سال 1391
توسط: مانالی

خانواده ی فانتزی یا فانتزی خانواده

داری با عشق تخم مرغ ها رو توی ظرف بلور می شکنی و سفیده و زرده رو جدا هم می زنی تا مواد کیکت رو آماده کنی.

صدای کُرکری خوندن تخته بازها بلند می شه:باز نشستی پیش سارا شیر شدی؟از خودت مایه بذار!

چک می کنی سفیده از ظرف شره می شه بیاد پایین یا نه.شکرو می ریزی توی زرده ی در حال زدن.

آلبوم عکسایی که بلاخره از آرشیو هاردت در آوردی و دادیشون دست چاپ،دست به دست می چرخه:وااای،این عکسارو کامل یادم رفته بود!یادش به خیر،همیشه حرص می خوردم که چرا از اون موقع عکس نداریم.

زرده ی سفت شده و سفیده ی پف کرده رو مخلوط می کنی.آردی  که دو بار الک کردی رو اضافه می کنی.

تخته بازها بلاخره با داد و قال یه برنده پیدا می کنن:شانس آوردی این دفعه،دفعه ی دیگه دارم برات.

در ظرف وانیل رو می چرخونی و بازش می کنی.بوی شیرینش می پیچه تو هوا.

دنبال سرگرمی تازه ان:نه!حوصله ی حکم ندارم،پانتومیم بازی کنیم.می شیم سه تا گروه دو نفره(نگات می کنه)..ام..باضافه ی تو.بیا با ما،ما می شیم سه نفره.

پاکت شیر رو پیدا نمی کنی.مطمئنی جلوی چشمته ولی نمی بینیش.

شروع می کنن:سه حرفه؟؟نه.سه تا کلمه اس؟خب.اولیش.نه نه .دومیش.قرص؟صورت؟گرده؟نه نه.همون صورت ولی یه کلمه دیگه.نه؟؟خب،توی صورته؟چشم؟دماغ؟

روغن رو گذاشتی تو یخچال،شیر رفته تو کابینت.می خندی به حواس پرتت و یک پیمانه ازش می ریزی قاطی باقی موادت.

ظاهرن به نتیجه رسیدن:قبول نیست!این یکی خیلی سخت بود.ما به ازای درجه دار در دسترس رو از کجا آوردی آخه؟؟

گردو های خرد کرده و کشمش رو قاطی موادت می کنی.می ریزیشون تو قالب و می سپاریش دست فر.

کنترل به دست کانال هارو بالا و پایین می کنن:مگه قرار نیست ساعت ۹ پخش شه؟پشت صحنه رو هم ضمیمه اش کردین؟آه.شروع شد.

به فیلم آشنای در حال پخش نگاه می کنی.همه ی خاطره هاش میان جلوی چشمات.به دوستات نگاه می کنی که می خندن و با هیجان فیلم رو تفسیر می کنن.به صمیمیت بینتون لبخند می زنی که تموم شدنی نیست .فیلم تموم می شه.

عطر وانیل و کره و شیر و گردو و کشمش پیچیده تو خونه.

صورت خیست رو پاک می کنی و می ری سراغ کیک برشته شده ی توی فر.


پ.ن:خانواده تجمعی ست از کسانی که بی ریا دوستشان داری و دوستت دارن.