X
تبلیغات
رایتل
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392
توسط: مانالی

وقتی بیدار شم

از آخرین باری که بی دلیل زود بیدار می شد،انگار سال ها گذشته بود. فکر کرد :امروز باید خوب باشه،شایدم خیلی خوب باشه.و چای خشک را توی قوری ریخت. از پنجره ی آشپزخانه حیات همسایه را نگاه کرد. درخت انبه مثل همیشه بود. نان ها را توی تستر گذاشت و پشت میز نشست.به ناخن های بدون لاک و نامرتبش نگاه کرد:امروز لاک می زنم، باید روز خوبی باشه.نان داغ و پنیر و گردو و چای شیرین. دلش هوای تازه خاست،هوای شور دریا را.روسری اش چروک بود،اتو باز هم آب پس داد:دریا باشه واسه یه روز دیگه.تلویزیون را روشن کرد.نشنال جئوگرافیک تنها کانالی بود که پارازیت نداشت.تلویزیون را خاموش کرد:.. به رخت خاب برگشت:وقتی بیدار می شم روز خوبی می شه.وقتی بیدار بشم. 


http://s4.picofile.com/file/7733417311/533961_505838266147585_882025298_n.jpg


نقاشی:Francesca Dafne