X
تبلیغات
رایتل
شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391
توسط: مانالی

لولوخورخوره ها

من چند تا ازشون داشتم.

یکیشون بچه دزد بود.مامان بزرگم برای این که من رو بترسونه تا تنها توی حیاط بازی نکنم و نرم سراغ قفس مرغ و خروس ها،می گفت:بچه دزد به دخت فضول همساده ایبرد،توا به تو هم ببره؟

و من می ترسیدم و قول می دادم تنها توی حیاط نرم.

نقل است یک بار که مامانم من رو سپرد به عمه ام و رفت بازار،من بیش از حد تحمل عمه جانم شیطونی کردم و وقتی مامانم برگشت، من رو زیر تخت پیدا کرد که با گریه می گفتم من می ترسم.نمی خوام منو دار بزنن!!(ظاهرن یه دختری خودشو دار زده بوده همون موقع ها،عمه ام از داستانش برای ادب کردن من استفاده کرده!)

ولی معروفترین لولوخورخوره ام یه سر و دو گوش بود که ترفند خانواده ی عزیزم برای حفاظت از من در برابر کوچه بود.

هیبتی دیو مانند با پوستی قهوه ای که دو تا شاخ کوچیک داشت و گوش های مثلثی که توی خواب هام می خواست منو با خودش ببره.

هر چه هم برام توضیح می دادن که یه سر و دو گوش مثل خودمونه،آدمه،من نمی تونستم فراموشش کنم.


روانشناسی امروز مساله ی لولوخورخوره ها رو محکوم کرده ،ولی همه ی بچه های دنیا به نوعی باهاش خاطره دارن، با اسم های مختلف.


http://s1.picofile.com/file/7458638602/220px_Brooklyn_Museum_Here_Comes_the_Bogey_Man_Que_viene_el_Coco_Francisco_de_Goya_y_Lucientes_crop.jpg


پ.ن:شما چطور؟اسم لولوخورخوره ی دوران کودکیتان چی بود؟چه شکلی بود؟