X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391
توسط: مانالی

تنگ بلور

من نمی تونم سخت زندگی کنم.

نمی تونم مثل شما مواظب این باشم که بلند بلند نخندم و شالمو نزنم پشت گوشم یا جلوی بقیه گریه نکنم.

این ها چیزی نیست که من بخام براشون نگران باشم .من یاد گرفتم از سخت ترین لحظه های زندگی هم می شه لذت برد.تعجب من فقط از اینه که چرا شما برای من نگرانی وقتی که من خوبم،خوشم و هیچ ملالی نیست؟

چرا مرتب با ایما و اشاره و بعضن کنایه از روش زندگی من انتقاد می کنی در حالی که زندگی تو هیچوقت برای من جالب نبوده که بخام حتا بشناسمت؟

جالبه که مغز من هیچ وقت کنایه هارو نمی فهمه و با سرخوشی همه رو جواب می دم و همیشه دیگران هستن که بهم حالی می کنن داشتی کنایه می زدی!

واقعن چرا؟
چرا زندگی خودت رو سخت می کنی،بی خیالِ همه ی روزهایی که، داره می گذره می شی و فوکوس می کنی روی رفتار من،خنده های من،لباس پوشیدن های من یا گشت و گذارهای من؟
و حتا غصه می خوری به حالم که چرا مراقب زندگی ای که داره از دستم می ره نیستم؟

خب تو اشتباه می کنی.

باور کن این من نیستم که زندگیم داره از دستم می ره.من خوبم،خیلی خوب.

یک سال و پنج ماهه که یاد گرفتم می شه سخت ترین شرایط و روزهارو به بهترین لحظات تبدیل کرد.و متاسفم برات که تو هیچی از عشق نمی دونی،از امید،آرزو و صد البته از راحت زیستن.



http://s3.picofile.com/file/7502212254/561942_10150859245128688_997586111_n.jpg

عکس:هدا رستمی